نتایج جستجو برای عبارت :

قسمت 68سریال سوز

برای مسابقه ی کتابخوانی، اداره می رویم. دور تا دور نمازخانه، از هرسنی بچه نشسته. دبیرستانی ها راهنمایی ها و دختران کم سنی که هنوز می توانند مقنعه ی سفید کج سرشان کنند و زیبا به نظر بیایند. کتاب هایشان در دستشان، چنان پاک و معصوم بودند که حتی من که بچه دوست نیستم، نمی توانستم چشم ازشان بردارم. ته دلم یک ذوقی کرده ام بابت رابطه ی سن و کتاب های در دستانشان. باخودم می گویم روزی می شود که به سن من برسند و کتاب از دستشان پایین نیفتد؟ مثل من که مانند مع
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

David Beny mikarooz خبر صبحگاهی بازار مرکز پرستاری مراقبتی توان سلامت خرید نو فروشگاه لوازم خانگي you movie